ای نوش داروی دلم

ای نوش داروی دلم

جامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمان
روح منی، جان منی، عشق منی ای مهربان
فردا که دیده در جهان! امشب برس فریاد من
ای نوش داروی دلم؛ از داغ سهراب الامان
امشب بنوشانم شراب از آن لب پر التهاب
ساقی مکن ما را جواب ، ای دلبر ابرو کمان
غیر از خدا ماییم و بس، کم عشوه آ با من برقص
ای قد و بالایت هوس، بر آتشم آبی فشان
گیسوی تو، چشمان تو، مژگان تو رنگ شبان
بنگر مرا کز عشق تو ، دیگر ندارم هیچ امان
دیدگاه ها (۴)

با زبان گریه از دنیا شکایت می کنم از لب خندان مردم نیز ، حیر...

چه زیبا میشد این دنیااگر شاه و گدا کم بوداگر بر زخم هر قلبیه...

شبی باران.. شبی آتش.. شبی آئینه و سنگم..! ...

او می رود خدایا!!!، حرفها نگفته دارم در سینه ام، نگارا !!،عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط