چه حالی دارد

چه حالی دارد
آرامش در اين ديار
تو باشى
و دشت باشد
و نسيم صبگاهى
کافیست در این دشت
مرا صدا بزنی
دیار قدیمی
با دیوارهای کاهگلی
و آواى چكاوكى از دور
من دسته گلی كه چیده ام
به پاى تو بريزم
و تو مرا
عاشقانه در آغوشت بگیرى
و من آواز دوستت دارم هایم را
در گوشت
زمزمه کنم
دیدگاه ها (۰)

زیباترین رنگ ها سبز استباغ بهاران صبح بیدارانآرامش و شرم سکو...

پس از هر دیداریکل روز و شب ذهنم درگیر این همه زیبای تو میشود...

… بماڹ تنها ڪہ تنهایےبہ ایڹ تڹ ها شرف دارد....ڪسے محض رضاے"ا...

ترسم آخر زغم عشـــق تو دیوانہ شوم،بیخود از خود شوم و راهے می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط