از آسمون ابریه پاییز چشمام چی بگم

از آسمون ابریه پاییز چشمام چی بگم
از كربلا هم بگذرم تو بگو از شام چی بگم
از ماجرای مجلس رقص و می و ساز چی بگم
حال نامحرم همه مست ،بسه همین باز چی بگم
وقتی عمه ام وارد بزم یزید شد
روی نی محاسن سقا سفید شد
رنگ صورتم پرید و طپش قلبم شدید شد
یكیشون اصلاً به دنبال شر اومد
عمه گفت جلو نیا جلوتر اومد
من نمی دونم چیكار كرد
اشك همه در اومد
بعد یه عمر عزیزی
ما كجا و كنیزی
وای بابا، بال و پرم رو كندن
وای بابا،موی سرم رو كندن
دیدگاه ها (۲۳)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

میرم بخوابم بابایی،حالم خرابه باباییعمه دلش خوش باشه كهرقیه ...

پارت ۹۳عمه هایون: چی بگم اقا...وقتی عمه هایون حرفش تموم شد ا...

بابا بابا دلم شده هواییبابا بابا به من بگو کجاییچه روزایی که...

وای مخم رو جوید عمه خانوم.امروز سرم درد میکرد حسین اومد بهم ...

پارت10🌈✨still with me

⛓عشق دو طرفه ۴۷ 🖤⛓چشمامو باز کردم که تهیونگ و دیدیم بالا سرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط