دور یا نزدیک راهش می توانی خواند

دور یا نزدیک راهش می توانی خواند 
هرچه را آغاز و پایانی است 
حتی هرچه را آغاز و پایان نیست 
زندگی راهی است 
از به دنیا آمدن تامرگ 
شاید مرگ هم راهی است 
راهها را کوه ها و دره هایی هست 
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست 
هیچ رهرو را مجال سیر و گشتی نیست 
هیچ راه بازگشتی نیست 
بی کران تا بی کران امواج خاموش زمان جاری است 
زیر پای رهروان خوناب جان جاری است 
آه 
ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی
هیچ ایا یک قدم دیگر توانی راند؟
هیچ ایا یک نفس دیگر توانی ماند ؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست 
باز باید رفت تا در تن توانی هست 
باز باید رفت 
راه باریک و افق تاریک 
دور یا نزدیک
دیدگاه ها (۶)

یک نفر هست که مثل ِ من و شعرم تنهاست...یک نفر هست که در قافی...

روزی پشیمان می شوی آن روز خیلی دیر نیستروزی که دیگر قلب من ب...

بعدهانامی را زیر لببیشتر خواهی گفتبعدهاپیراهنی رابیشتر خواهی...

به پروانه بگویید، هوا نیست در اینجا.. بماند به درون همان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط