نمیدانم از کدام درد جامعه کارگری بنویسم از کدام آرزوی های

نمیدانم از کدام درد جامعه کارگری بنویسم از کدام آرزوی های کوچک و تحقق نیافته شان بنویسم

در حالی که از فرط خستگی وقتی برای رویا پردازی و رسیدگی به آرزوها ندارند در حالی که کار روز را برای نان شب و خستگی شب را

برای کار روز، صدای دردناک پینه های دستشان را من میشنوم من با آن صدا رفیقم با آن صدا بزرگ شدم.

در شرایط امروزی و گرانی سرسام آور روز به روز کالاها و نبود کار و فقر ، نبود هیچ حمایت دولتی از

کارگران از قبیل بیمه تامین اجتماعی،بن کارگری،نبود کار دایم،نداشتن هیچ تسهیلات بانکی و وامهای بدون سود و یا حداقل کم سود،و

هزاران مشکلی که گریبان بیش از 20000000 کارگر ایرانی را گرفته و با آن دست و پنجه نرم میکنن آیا وقت آن نرسیده که به داد

این ملت رسید آیا با دادن آمار غلط و شعارهای دروغین میتوان جوابگوی فرزندانی که متولد میشوند و از بدر تولد باید شرمندگی پدر را

در چهره شکسته اش دید، جوابگو بود آیا با وعده زندگی آنها سروسامان می یابد بغضی سهمگین جامعه کارگری و کسانی که نان شب

را با رنج بازو در میارن جامعه را فراگرفته اگر مسئولین نظام به داد این ملت نرسند آن بغضها و سوالهای بی جواب تبدیل به انفجاری

مهیب میشود.که همه نابرابری ها و ناعدالتی هارا خواهد سوزاند

من بر دستای رنج دیده کارگران و زحمت کشان بوسه میزنم
دیدگاه ها (۳)

خسف | ویژهنامه: دویست شب

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

﷽⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامه‌ای به دولت و ملت)✍ابوذر خدادادی م...

ضد ولایت فقیه یعنی همین خواص پفیوز و خائن به شهدا

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

🔻بازی تکراری حجاب در پازل اسرائیلی🔹ناکامی در جبهه نظامی بار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط