دختره بغل خیابون واستاده

دختره بغل خیابون واستاده
هر تاکسی و مسافر کشی میاد سوار نمیشه...

کنجکاو شدم رفتم جلو سوال کردم چرا سوار نمیشی 2ساعت واستادی
گفت من سواره ماشینای ناامن ایران خودرو و سایپا نمیشم
یهو ی بنز s500اومد پرید بالا
دیدگاه ها (۱)

تابستان خود را چگونه گذراندیم.. بنام خداما امسال تابستان عجی...

هانده ارچل

اولین روزپاییزیتون قشنگ ﭘﺎﯾﯿﺰ ت پر از رگبار آرزوهای قشنگ اول...

بیست ویک سال شدم اما ای کاش درهماهن هجده سالگی می ماندم اعتر...

چی‌هیونگ داشت گریه میکرد اشک می‌ریخت و به دنبال مالش می‌دوید...

پارت اول رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط