⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪
⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪
☠︎زنجیره های خونی
。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧⁺˚・༓☾ ༓・˚⁺‧༄⋆。˚⁀➷˚۰˚。
جئون جونگکوک ویلسون
پسری که سرنوشتش با خون نوشته شده است.
سالها پیش، پیش از آنکه بانو «لورِلیا»، برترین پیشگوی جهان، ناپدید شود، کلامی تکاندهنده بر زبان راند:
«بزودی پسری متولد خواهد شد که ویرانی را به ارمغان میآورد؛ او… همان پادشاه شیاطین است!»
چند سال بعد، در قصر باشکوه «والتورها»، شاهزادهای زیبارو با موهایی خیرهکننده به دنیا آمد. همهچیز در ابتدا عادی به نظر میرسید، تا اینکه…
در روز تولد پنجسالگی شاهزاده، زمانی که خشمِ کودکانه از خراب شدن کیک تولدش شعلهور شد، واقعیتِ هولناک آشکار گشت. رنگ چشمانش به سرخیِ خون گرایید و گویی از نگاهش آتش میبارید. آن روز بود که همه دریافتند: پادشاه شیاطین، همان کودکِ در آغوشِ آنهاست!
بزرگان قلمرو، در برابر این تهدیدِ کوچک، دست به انتقام زدند؛ آنها قصد داشتند همان پسر پنجسالهای را که از ترس پشت ستونها پناه گرفته بود، نابود کنند. اما هیچ قدرتی نتوانست به او آسیب برساند. در نهایت، تصمیمِ مرگبار گرفته شد: او را در دل کوهستانهای برفی، در کاخی متروکه و منزوی، به زنجیرِ تنهایی کشیدند.
بزرگان با تمام توان، آن کاخ را با جادوهای خود مهر و موم کردند. شاید کسی بتواند به آن وارد شود، اما خروج از آن حصار، حتی با مرگ نیز ممکن نیست!
از آن روز، مردم او را با القاب ترسناک میشناسند:
پادشاه شیاطین… هیولای کوهستان…
اما لقب واقعی و لرزهآور او، تنها یک کلمه است:
«Void» (خلاء)
مشخصات ظاهری:
مو: سفیدِ سپید
پوست: یخی و سرد
چشمها: مشکیِ عمیق (که در خشم، به سرخی میگراید)
☠︎زنجیره های خونی
。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧⁺˚・༓☾ ༓・˚⁺‧༄⋆。˚⁀➷˚۰˚。
جئون جونگکوک ویلسون
پسری که سرنوشتش با خون نوشته شده است.
سالها پیش، پیش از آنکه بانو «لورِلیا»، برترین پیشگوی جهان، ناپدید شود، کلامی تکاندهنده بر زبان راند:
«بزودی پسری متولد خواهد شد که ویرانی را به ارمغان میآورد؛ او… همان پادشاه شیاطین است!»
چند سال بعد، در قصر باشکوه «والتورها»، شاهزادهای زیبارو با موهایی خیرهکننده به دنیا آمد. همهچیز در ابتدا عادی به نظر میرسید، تا اینکه…
در روز تولد پنجسالگی شاهزاده، زمانی که خشمِ کودکانه از خراب شدن کیک تولدش شعلهور شد، واقعیتِ هولناک آشکار گشت. رنگ چشمانش به سرخیِ خون گرایید و گویی از نگاهش آتش میبارید. آن روز بود که همه دریافتند: پادشاه شیاطین، همان کودکِ در آغوشِ آنهاست!
بزرگان قلمرو، در برابر این تهدیدِ کوچک، دست به انتقام زدند؛ آنها قصد داشتند همان پسر پنجسالهای را که از ترس پشت ستونها پناه گرفته بود، نابود کنند. اما هیچ قدرتی نتوانست به او آسیب برساند. در نهایت، تصمیمِ مرگبار گرفته شد: او را در دل کوهستانهای برفی، در کاخی متروکه و منزوی، به زنجیرِ تنهایی کشیدند.
بزرگان با تمام توان، آن کاخ را با جادوهای خود مهر و موم کردند. شاید کسی بتواند به آن وارد شود، اما خروج از آن حصار، حتی با مرگ نیز ممکن نیست!
از آن روز، مردم او را با القاب ترسناک میشناسند:
پادشاه شیاطین… هیولای کوهستان…
اما لقب واقعی و لرزهآور او، تنها یک کلمه است:
«Void» (خلاء)
مشخصات ظاهری:
مو: سفیدِ سپید
پوست: یخی و سرد
چشمها: مشکیِ عمیق (که در خشم، به سرخی میگراید)
- ۱۱۳
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط