وقتی عاشق مربیم شدم

وقتی عاشق مربیم شدم
پارت ①①

کوک ویو*

دیدم ا/ت عصبی نشسته. رو مبل وقتی حرصشو در میارم خیلی کیوت میشه



.
.
.

تهیونگ: دا نظرت چیه بریم چص فیل بخوریم این زنیکه چوصی رو ولش


کوک: برو دادا بیار من اینجا منتظرتم


(به نام خدا معرفی میکنم تهیونگ و کوک لات کوچه خلوت محلمونن داداا اره دادا ما اینجوریییم🗿🤝🏻📿)

کوک رفت کنار ا/ت نشست گفت
:
ام..
ا/ت
میشه یه خواهشی ازت بکنم..

ا/ت: ها؟

کوک: میشه دوباره برگردی باشگاه

ا/ت: حالا ببینم چی میشه


کوک: ام... اوکی میخای فیلم ببینیم. چه ژانری میخای؟


ا/ت: ترسناک..


تهیونگ:
خب..
خب..
خب
چص فیلا امادس دادا عههه خانوم چوصی خوبین شماا بفرماینن اینم چص فیل شما. خب ببینم فیلم ژانرش چیه؟

کوک: ترسناکه ژانرش

تهیونگ: چ.. چ.. چی؟؟؟ ترسناک.(اب دهنشو قورت میده اخه به فیلم ترسناک فوبیا داره)

چند دقیقه بعد وسط هایه فیلم یهو یه جن میپر تو تلوزیو تهیونگ از ترس میپره بغل ا/ت

یه 10 دقیقه ایی به هم خیره مونده بودن


که کوک عصبی
شد

.
.
.
.
.
ـ خماریییییییی

لایک کامنتا بره بالااااااا هوووووو عقبیا حال
میکنن
دیدگاه ها (۲۸)

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

پارت. 30

True Love④تهیونگ: باید دوباره از اول توضیح بدید که اون شب چه...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

معرفی اولین فیکمون

ادامه قبلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط