باقلب من دنیایی ازاحساس میسازی

باقلب من دنیایی ازاحساس میسازی
وقتی دلت رابانگاهی گرم می بازی

طرحی خیالی، حس وحالی شاد ودریایی
با اسب خود درساحلی ازدورمی تازی

دربین راهت تخته سنگی ازتکاپوها
شایدبه موضوع پریدن هم بپردازی

پس نقش من غیرازهمان سکوی سنگی نیست
من طرحی ازسنگم ،و تو دراوج پروازی..
دیدگاه ها (۳)

بی تو من، ثانیه تا ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، که ...

دوست دارم بنشینیم و حرف های قشنگ قشنگ بزنیم .چای بنوشیم .اصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط