سناریو
سناریو
ادم خشکی هستی و برای اولین بار جلوشون لبخند میزنی.
سوکجین.
عاا مگ ت هم بلدی بخندی ا.ت؟ من فک کردم فقط بلدی غر بزنی. بعد میخنده و میگه شوخی کرده
نامجون.
قول میدم دیه هیچیو خراب نکنم فقط همینجور بخند برام.
هوسوک.
واای لبخند ک میزنی شبیه فرشتهها میشی ا.ت.
شوگا
بدون حرف محو لبخندت شده.
جیمین.
با لبخند شیرینیش بهت خیره میشه.
تهیونگ.
ا.ت خوشحالم ک این لبخند رو برای هرکسی خرج نمیکنی و فقط برای منه.
جانگکوک.
ا.ت میدونم لبخندت قیمت نداره هاا ولی چندتا شیرموز بدم بهت باز میخندی؟
ادم خشکی هستی و برای اولین بار جلوشون لبخند میزنی.
سوکجین.
عاا مگ ت هم بلدی بخندی ا.ت؟ من فک کردم فقط بلدی غر بزنی. بعد میخنده و میگه شوخی کرده
نامجون.
قول میدم دیه هیچیو خراب نکنم فقط همینجور بخند برام.
هوسوک.
واای لبخند ک میزنی شبیه فرشتهها میشی ا.ت.
شوگا
بدون حرف محو لبخندت شده.
جیمین.
با لبخند شیرینیش بهت خیره میشه.
تهیونگ.
ا.ت خوشحالم ک این لبخند رو برای هرکسی خرج نمیکنی و فقط برای منه.
جانگکوک.
ا.ت میدونم لبخندت قیمت نداره هاا ولی چندتا شیرموز بدم بهت باز میخندی؟
- ۵.۹k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط