تو تاکسی بودیم بعد راننده هی دستش تو دماغش بود

تو تاکسی بودیم بعد راننده هی دستش تو دماغش بود
پسری که کنار من نشسته بود خواست بهش تیکه بندازه گفت:
تو این یکی هم بگرد شاید یه چیزی تو اونم باشه:))
راننده هم گفت :عجله نکن خوش شانس باشی تو همین یه چیزایی برات پیدا میکنم
دیدگاه ها (۶)

این آهنگ خیلی دوست دارم امیدوارم خوشتون بیاد☺️☺️میخوام یه چی...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

محو زیبایی او پارت ۲۹ویو رزا که یهو خیلی بهم نزدیک شد بین لب...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.53(روایت از زبان جونگ‌ک...

سناریو دازای

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط