تو تاکسی بودیم بعد راننده هی دستش تو دماغش بود
تو تاکسی بودیم بعد راننده هی دستش تو دماغش بود
پسری که کنار من نشسته بود خواست بهش تیکه بندازه گفت:
تو این یکی هم بگرد شاید یه چیزی تو اونم باشه:))
راننده هم گفت :عجله نکن خوش شانس باشی تو همین یه چیزایی برات پیدا میکنم
پسری که کنار من نشسته بود خواست بهش تیکه بندازه گفت:
تو این یکی هم بگرد شاید یه چیزی تو اونم باشه:))
راننده هم گفت :عجله نکن خوش شانس باشی تو همین یه چیزایی برات پیدا میکنم
- ۱.۱k
- ۰۲ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط