وقتی خدا داشت بدرقم میکرد

وقتی خدا داشت بدرقم میکرد

بهم گفت جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا با تو هستم تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری. قلب میذارم که جا بدی. اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمی گردی پیشم.
دیدگاه ها (۱)

زندگی صفحه شطرنج دل است زندگی قدرت یک کیش رخ است تا که با لب...

میدانی... بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی ! بعض...

نیم ساعت پیش خدا را دیدم که قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سر...

کتاب سرنوشت را کجا پنهان کرده اید قرار بود قهرمان ما باشیم !...

برده عمارت جئون

My professor Chapter:2Part:10جئون برای چند ثانیه بهش خیره شد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط