آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست
دیدگاه ها (۷)

دیـگـه حـواسـش نـیـسمـن چـقـد بـــے تـابـــــمشـبـا بـدون غـ...

♡اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست ؟؟؟ ♡وقتی در این دُنی...

منو شبو تنهاییو غمیه عمره رفیقیمعادتمونه تو دلتنگیدست همو می...

💜 تو که هستی در کنارم 💜 با تو هر دم در بهارم💜 مهربا...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

یک چیز را هرگز نتوانستید از ما بگیرید ؛حافظه مان را .ما فرام...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط