مرگ فقرا | شارل بودلر

مرگ فقرا | شارل بودلر

اثری از:سارا سمیعی



مرگ است که تسکین می‌دهد
افسوس! مرگ، امکانِ زندگی‌ست
غایتِ زندگی‌‌ست و تنها امید
که چونان اِکسیری برپامی‌دارد و سرمست می‌کند
و ارزانی می‌دارد دلِ تا شب پیش‌رفتن را

از میانه‌ی توفان و برف و سرما
درخششِ لرزانِ افقِ سیاهِ ماست
پناهگاهِ والای حک‌شده بر کتاب
برای نشستن و آسایش و سیرشدن

فرشته‌ای‌ست
که با خواب و موهبتِ رؤیاهای عمیق
در سرانگشتانِ جادویی‌ِ خویش
بستر را آماده‌می‌کند
برای برهنگان و فقیران

شُکوهِ خدایان است
اتاقکِ مرموزِ کوچکِ زیرشیروانی‌ست
ثروت و موطنِ باستانیِ فقراست
رواقِ گشوده‌ به آسمان‌های ناشناخته است
دیدگاه ها (۱)

لحظه ای از چشم من پنهان مشو .

همه ما تا حدودی با کلمه استارت اپ .اشنایی داریم . چقدر با مع...

اولین خاطره | لوییز گلوکهودیسه حسینی مدتها پیش کتک خوردمزنده...

طلوع خورشید . لبخند وسکوت . هم دیدنیست . انگاه دانستم که مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط