من عشق طلب کردم و از درد نوشتی
من عشق طلب کردم و از درد نوشتی
احساس مرا بر دل خود سرد نوشتی
مردی که به غیر از تو نمیخواست، ندیدی
هر انچه دلت خواست به این مرد نوشتی
شب تا به سحر در بدر کوی تو بودم
افسوس مرا خسته ی شبگرد نوشتی
سرسبزترین فصل دلت بودم و هربار
دلگیرتر از فصل خزان ، زرد نوشتی
هر بار سراغ از تو گرفتم که بیایی
هر بار چرا این همه برگرد نوشتی؟
با این همه احساس شدم عاشقت اما
از انکه به احساس تو بد کرد نوشتی؟
احساس مرا بر دل خود سرد نوشتی
مردی که به غیر از تو نمیخواست، ندیدی
هر انچه دلت خواست به این مرد نوشتی
شب تا به سحر در بدر کوی تو بودم
افسوس مرا خسته ی شبگرد نوشتی
سرسبزترین فصل دلت بودم و هربار
دلگیرتر از فصل خزان ، زرد نوشتی
هر بار سراغ از تو گرفتم که بیایی
هر بار چرا این همه برگرد نوشتی؟
با این همه احساس شدم عاشقت اما
از انکه به احساس تو بد کرد نوشتی؟
- ۳۴.۳k
- ۰۶ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط