سه درد آمد به جانم، هر سه یکبار

سه درد آمد به جانم، هر سه یکبار
غریبیّ و اسیریّ و غم یار !

غریبیّ و اسیری چاره دارد
غم یار و غم یار و غم یار 💔
دیدگاه ها (۱)

من آن گلم که در آتشدمید و پرپر شدبه شکلِ اشک درآمدولی گلاب ن...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

گر درد دل دوا شود ای دوست، شاد زیور غمگسار غم بود ای یار، غ...

همان گل برفک های یار ام قند و عسل استآن یارک کولابی مهرش دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط