#یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟

#یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟
P11
او او خانوم کوچولو ها چرا تنها هستید
آنیا و بکی سرشون را برگردون و اون کسی نبود جز لوکاس
بکی:عزیزمممممممم دلـــــم برات تنگ شده بود
لوکاس :منم همینطور عشقم (نکته لوکاس دوست پسر بکی هست که بخواطر مشکلات خانوادگی دوری نمی‌توانست بیاد مدرسه)
بکی:حالت خوب مشکلی که برات پیش نیومد
لوکاس:نه خوشگلم من خوبم ـــــــــــ بیای بریم بیرون تاب بخوریم خیلی دلم برات تنگه شده
بکی : باشه 😃ام صبر کن من با آنیا می‌خواستیم بریم بیرون بعد نگاهی به آنیا کرد
آنیا:بکی کاری به من نداشت باش من خودم میرم شما هم برید بهتون خوش بگذره منم میرم بیرون چند تا کار دارم 🙂 بکی: چه کاری ؟
آنیا :می‌خوام برم دم فروشگاه لوازم الکترونیکی برای کونسولم وسایل جدید بگیرممن پس میرم بهتون هم خوش بگذره
بکی :باشه آنیا مراقبت خودت باش [بکی ،و لوکاس رفتند]
فلش بک به موقعی که آنیا تو فروشگاه بود
آنیا : ببخشید آقای فروشند میشه بگید قیمت این چه قدر ؟فروشند :بله قیمت این هست
؟an20k2027خودتی ........................
آنیا سرش را برگرداند و
ــــــــــــــــــــــــــــــــ____________ـــــــــــــــــــــ____________

با این که لایک و کامنت ها به اون قدر که میخواستم نشد ولی من پارت را دادم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

عشق پنهان

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

P26F2پسرا با دخترا رو درو میشنپسرا:ااااااااااااانیا:زهرماررر...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط