مترجم یه دنده

مترجم یه دنده
پارت 2

تند تر قدم برداشتم

صدای بلند سامیار از پشت سرم می اومد...

یه دختر تو بغلش بود...

سامیار به من خیا...نت کرد؛ جلوی چشمم بودن !
هنگ بودم ......

کل وجودم می لرزید

یه لحظه هواسم پرت شد .....

سامیار فریاد زد
_شیلاااااا مواظب باااااش

تا به خودم بیام یه ماشین با سرعت کمی بهم خورد و با سر تو زمین رفتم......

سرم رو بلند کردم یه سر گیجه کوتاه داشتم
تازه متوجه اطرافم شدم

یکی به طرفم آمد
_خانم دستتو بده بزار کمکت ک......
تند دستش رو کنار زدم
_ نمی‌خواد

قبل از این که سامیار از اون ور خیابون بهم برسه کیفم رو ول کردم و دوییدم

همین که سر بلند کردم

با دیدن تاریکی آسمون و خیابون خلوت و نا آشنا قلبم نزد ...‌..

نمی‌شناختم اطرافمو
کجا بود ؟

سرگیجه شدیدی داشتم به خاطر ضربه........

سرم درد می کرد

نگاهمو چرخوندم که متوجه تنها ماشین مدل بالای کنار خیابون شدم .............

سریع به سمتش قدم برداشتم...‌‌.....


پارت بعد بشدت هیجانی هست
لایک کنید
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

نری»😭😭

مترجم یه دنده پارت1با عجله به طرف اتاق رفتم منشی بلند گفتخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط