نگاه اول🎧✨

نگاه اول🎧✨
پارت ⁷
نیکا رو امیر طرف خودش گشید

نیکا: چته

امیر: هیچ

نیکا: اها پس بزار برم(خواستم بلند شم)

امیر: خواست بلند شه بلند شد دستشو گرفتم گشیدم نیکا رو انداختم رو تخت

نیکا: چته اه

امیر: هیچی نفسم

نیکا: عا

امیر:لبمو بردم طرف لبش

نیکا: لبشو اورد طرف لبم میخواستم
حرف بزنم که لباشو گذاشت رو لبم

امیر: مخواست حرف بزنه لبامو گذاشتم رو لباش خوردم

نیکا: هی سعی میکردم ول کنه

امیر: ولش کردم داشت نفسس بعد میومد

نیکا: ایی چته نفسمم اخخ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از اون ور

دیاناو ارسلان

ارسلان: جوننن

دیانا: چیه

ارسلان: چ دافی هستی

دیانا: اها خاا

ارسلان: لباتو اوفففف
دیدگاه ها (۱)

نگاه اول💖🌔پارت ¹⁹دیانا: ارسلان ارسلان: جون دلم دیانا: تنهام ...

نگاه اول💖🌔پارت²⁶نیکا: چندتا پسر دور ورمون بودن منو ودیانا تر...

#پارت_۵۹#ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان ارسلان : گوشی رو گذاشتم د...

ارسلان: دیانا چته عزیزم دیانا: تروخدا خواهش میکنم الان اگه ک...

گناهکار

جغد کوچولوی من🦉: part: 27. دیانا: رفتیم سوار ماشینـــــــ شد...

گناهکار

گناهکار

جهنم من💀⚰️پارت⁷دیانا، کلاس تموم شد متین ط برو میام متین، نخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط