تو آن برهم‌زدن بال‌هایی

تو آن برهم‌زدن بال‌هایی
لحظه‌هایی که نو می‌شوند
آن شعله شمعی که می‌لرزد
در رخوتِ تنهای من.

تو دقایقی هستی که تکرار می‌شوند
از سرابی به سراب دیگر
تصویری هستی که می‌ماند
در امیدِ تنهای من.

تو آن عطری
که در قلب گل
آن بویی را می‌آفریند
که آرامگاه تنها خاطره‌ی من است.
دیدگاه ها (۱)

ديدار تو سفری در همیشگیِ رنگ است وقتی‌كه صبح آبیِ تابستان ش...

خودت بـاش ، خودت رو خوب بشناسو به خودت احترام بگذار شبیه بقی...

#BEAUTIFUL_NICE #خاص

اندیشیدن به تو زیباستو امیدبخشمثل گوش سپردن به زیباترین صدای...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط