الان یه جوری گفتم

الان یه جوری گفتم
ای خدا شکرت...

که حس کردم خدا با بغض اومد دستشو انداخت دور گردنم و گفت وجداناً شرمنده،
ردیف میکنم کاراِتو،
فقط اینجوری نگو دیگه😞


شـــ🌙 ــبـتون بخــ⭐ ️ــیر
دیدگاه ها (۸)

کاش غیر از من و تو هیچ کس با خبر از ما نشودنوبت بازی ما باشد...

امسال هم دارد نفس های آخرش را میزند...بعضی هایمان پارسال همی...

میگن عاشقی زمان جناب سعدی اینقدر جذاب بود که این شکلی دل میب...

‏درباب چهارشنبه سوری حضرت حافظ میفرمایند : از هرطرف که رفتم ...

فیک بد بوی

بیب من برمیگردمپارت : 119جونگکوک دستشو رو شونه این هیونگ گذا...

ویو جونگکوک خوشگل شده بود اما من باید کرم بریزم رفتم سمتش با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط