تکپارتی — «روزِ مسابقهی دانشگاه» 🎓🔥
تکپارتی — «روزِ مسابقهی دانشگاه» 🎓🔥
ا/ت از صبح برای مسابقهی دانشگاه هیجان داشت. قرار بود چند تیم در چند مرحله با هم رقابت کنند و ا/ت هم عضو یکی از تیمها بود.
وقتی به سالن رسید، گوشیاش زنگ خورد.
جین: خوشکله، رسیدی؟
ا/ت: آره، الان توی سالن دانشگاهام.
جین: حواست باشه زیادی جدی نگیریا! 😂
ا/ت: تو فقط نگران خودت باش. من میخوام برنده شم. 😎
بعد از تماس، ا/ت وارد سالن شد. دوستهای تیمش آماده بودند و مسابقه شروع شد.
مرحله اول، سرعت بود.
ا/ت: آمادهاید؟
دوستش: بزن بریم!
مسابقه شروع شد و تیم ا/ت با اختلاف کمی برنده شد.
ا/ت سریع به اعضا پیام داد:
«مرحله اول رو بردیم! 😎🔥»
جیهوپ فوراً جواب داد:
جیهوپ: سانشاینم! میدونستم میتونی! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، هنوز دو مرحله مونده! 😂
جونگکوک: بچه، باید هر سهتا رو ببری!
ا/ت: فشار نیارید دیگه! 😂
مرحله دوم سختتر بود؛ باید تیم در زمان مشخص یک سازه درست میکرد.
ا/ت: بچهها، این قسمت رو من انجام میدم، شما اون قسمت رو بسازید!
همه سریع مشغول شدند.
چند دقیقه مانده بود که سازه تقریباً آماده شود که ناگهان یکی از قسمتها افتاد.
دوست ا/ت: وای نه! 😭
ا/ت: آروم! هنوز وقت داریم.
با کمک هم دوباره ساختند و درست چند ثانیه قبل از پایان زمان، کارشان تمام شد.
داور: تیم ا/ت، برندهی مرحله دوم!
ا/ت: یسسس! 😭🔥
وقتی مسابقه تمام شد، ا/ت به خانه برگشت.
در را که باز کرد، جین جلو آمد.
جین: خوشکله! نتیجه چی شد؟
ا/ت با لبخند گفت:
ا/ت: برنده شدیم. 😎
همه شروع کردند به تشویق.
نامجون: مکنهی گروه، عالی بودی!
شوگا: پیشی، خسته نباشی.
جیهوپ: سانشاینم، دیدی گفتم موفق میشی؟
جیمین: موچی کوچولو، تبریک! 💜
تهیونگ: بچه کوچولو، قیافت دقیقاً قیافهی قهرماناست. 😂
جونگکوک: بچه، حالا جایزه چی گرفتی؟
ا/ت: یه جام کوچیک!
جین: خوشکله، پس امشب جشن داریم!
ا/ت: جشن برای یه جام کوچیک؟ 😂
جین: برای موفقیت توئه، نه اندازهی جام! 😎
شوگا: بالاخره یه حرف عاقلانه زد.
همه خندیدند و آن شب، با پیتزا و فیلم، موفقیت ا/ت را جشن گرفتند. 🍕🎬💜
ا/ت به جامش نگاه کرد و گفت:
ا/ت: فکر کنم این بهترین پایان برای یه روز سخت بود.
نامجون: مکنهی گروه، چون تنها نبودی.
ا/ت لبخند زد.
ا/ت: آره... همینش قشنگه. 💜
🔥✨ پایان ✨🔥
نویسنده: الیسا ✍️💜
ا/ت از صبح برای مسابقهی دانشگاه هیجان داشت. قرار بود چند تیم در چند مرحله با هم رقابت کنند و ا/ت هم عضو یکی از تیمها بود.
وقتی به سالن رسید، گوشیاش زنگ خورد.
جین: خوشکله، رسیدی؟
ا/ت: آره، الان توی سالن دانشگاهام.
جین: حواست باشه زیادی جدی نگیریا! 😂
ا/ت: تو فقط نگران خودت باش. من میخوام برنده شم. 😎
بعد از تماس، ا/ت وارد سالن شد. دوستهای تیمش آماده بودند و مسابقه شروع شد.
مرحله اول، سرعت بود.
ا/ت: آمادهاید؟
دوستش: بزن بریم!
مسابقه شروع شد و تیم ا/ت با اختلاف کمی برنده شد.
ا/ت سریع به اعضا پیام داد:
«مرحله اول رو بردیم! 😎🔥»
جیهوپ فوراً جواب داد:
جیهوپ: سانشاینم! میدونستم میتونی! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، هنوز دو مرحله مونده! 😂
جونگکوک: بچه، باید هر سهتا رو ببری!
ا/ت: فشار نیارید دیگه! 😂
مرحله دوم سختتر بود؛ باید تیم در زمان مشخص یک سازه درست میکرد.
ا/ت: بچهها، این قسمت رو من انجام میدم، شما اون قسمت رو بسازید!
همه سریع مشغول شدند.
چند دقیقه مانده بود که سازه تقریباً آماده شود که ناگهان یکی از قسمتها افتاد.
دوست ا/ت: وای نه! 😭
ا/ت: آروم! هنوز وقت داریم.
با کمک هم دوباره ساختند و درست چند ثانیه قبل از پایان زمان، کارشان تمام شد.
داور: تیم ا/ت، برندهی مرحله دوم!
ا/ت: یسسس! 😭🔥
وقتی مسابقه تمام شد، ا/ت به خانه برگشت.
در را که باز کرد، جین جلو آمد.
جین: خوشکله! نتیجه چی شد؟
ا/ت با لبخند گفت:
ا/ت: برنده شدیم. 😎
همه شروع کردند به تشویق.
نامجون: مکنهی گروه، عالی بودی!
شوگا: پیشی، خسته نباشی.
جیهوپ: سانشاینم، دیدی گفتم موفق میشی؟
جیمین: موچی کوچولو، تبریک! 💜
تهیونگ: بچه کوچولو، قیافت دقیقاً قیافهی قهرماناست. 😂
جونگکوک: بچه، حالا جایزه چی گرفتی؟
ا/ت: یه جام کوچیک!
جین: خوشکله، پس امشب جشن داریم!
ا/ت: جشن برای یه جام کوچیک؟ 😂
جین: برای موفقیت توئه، نه اندازهی جام! 😎
شوگا: بالاخره یه حرف عاقلانه زد.
همه خندیدند و آن شب، با پیتزا و فیلم، موفقیت ا/ت را جشن گرفتند. 🍕🎬💜
ا/ت به جامش نگاه کرد و گفت:
ا/ت: فکر کنم این بهترین پایان برای یه روز سخت بود.
نامجون: مکنهی گروه، چون تنها نبودی.
ا/ت لبخند زد.
ا/ت: آره... همینش قشنگه. 💜
🔥✨ پایان ✨🔥
نویسنده: الیسا ✍️💜
- ۲۶۴
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط