بهار بود که استفان مرا بوسید

بهار بود که استفان مرا بوسید
رابین در پاییز
اما کالین
فقط نگاهم می کرد
هیچ وقت مرا نبوسید .
بوسه ی استفان از سر شوخی بود
بوسه ی رابین در پی بازی بود
اما بوسه ای در چشم های کالین هست که
تمام اوقات شبانه روز مرا تعقیب می کند.
دیدگاه ها (۲)

خیاط خوبی است خداامادل مرابه عمد یا سهو ، نمی دانمشاید بی هو...

خب،گیرم بوسه بخواهی همین حالاچه خاکی به سر میکنی؟گیرم آغوش ب...

‏من افسرده نیستم من فقط یک واقع‌گرای لعنتی‌امکاش میفهمیدی!

تو عاشق مردای شیک پوشی،حتی از اسم دود بیزاری...من عاشق زنهای...

چند پارتی

Silence After The music: سکوت بعد از موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط