part

part 49
اسلاید2 عکس هلن




ری: مشکوک میزنی
سوزومه: چه مشکوکی دارم به عنوان خواهر بهت نصیحت میکنم
ری: ولش از دنیل چخبر
سوزومه:..... تو خیلی پیگیرشی
ری: نگران تنها خواهرمم
سوزومه: حسم بهش جدیه فردا میخوامـ.....
با چیزی که دیدم حرفم نصفه موند شُکه شده بودم اصلا باور نمیکردم
ری: سوزی خوبی
سوزومه: خوبم خوبم یه لحظه سرم گیج رفت
ری: الان خوبی میخوای برگردی
سوزومه: نه خوبم..... چیه میخوای بپیچونیم
ری: بیا خوبی کن
سوزومه: ری اون کافه رو میبینی
ری: خب
سوزومه: من تو اون کافه رزرو دارم کنار پنجره دومین میز برو بشین من الان میام
ری: مطمئنی حالت خوبه
سوزومه: اره اره خوبم تو برو منم میام
ری: اوکی من میرم زود بیا
سوزومه: باشه برو
ری رفت منم وارد کافه کناریم شدم همون کافه ای که دنیل با یه دختر دیگه نشسته بود یکم به دختره نگاه کردم اشنا به نظر میومد.... هلن داوینچی؟! واااوچه سوپرایزیی..... همکلاسی دوران راهنمایی
رفتم سر میزشون. شوکه شدن دنیل رو واضح میتونستم ببینم
سوزومه: هِلن؟
هلن: سوزومه خودتی... واو اصلا تغیر نکردی
سوزومه: اوه توهم همینطور چخبرا
هلن : سلامتی خبری نیست........... اوه راستی ایشون دوست پسرمه دنیل مدیسون
دیدگاه ها (۱)

part 50دستام رو به طرفش دراز کردم سوزومه: خوش وقتم منم سوزوم...

part 51یکیشون اومدو از پشت دستامو گرفت با خودش کشید جیق میزد...

part 48اسلاید2 مجستمه های سوزومه اسلاید3 گردنبندی که خریدن ر...

part 47اسلاید2 استایل سوزومه برای خرید جنیور: سوارشو حوصله ن...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم صبح از دید ا/ت :بیدارشدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط