سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

سخت است که معتاد نگاهی شده باشی
دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی

اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت-
دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی

در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی -
از چاله،، ولی راهی چاهی شده باشی

از دور تو را محکم و چون کوه ببینند
در خویش شبیه پر کاهی شده باشی

مانند دلیری که به دستش سپری نیست
بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی

یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی -
تا نااامزد آن که بخاهی شده باشی

سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد
آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی ...
دیدگاه ها (۱)

پدر مثل خودکار می مونه ،شکل عوض نمیکنه ،ولی یه دفعه می بینی ...

سلااااام دوستان خوبم ، بعد از ظهر آدینه تون خوش ...

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباشی...

باید در امتداد باد گیسو رها کنیمضمون شعر تازه ای از نو بنا ک...

.سخت است که معتادِ نگاهۍشده باشی دیـوانـه ی چشمانِ سیـاهی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط