بیا ای دوست لبخندی بزن بر جام تنهايي

بیا ای دوست لبخندی بزن بر جام تنهايي
بیا بشکن به سنگی شیشه ایام تنهايي
بیا ساحل نشین ! من غرق در دریای غمهایم
غریقم در سکوت سرد و نا آرام تنهايي
بیا بتهای غم را از خلیل عشق من بشکن
بیا بشکن بدینسان هیبت اصنام تنهايي
که از داغ محبت آتش در دل فروزان شد
نمی دانی چه زجری می کشم هنگام تنهايي
درخت شعر من خشک است و در باغم نمی آیی
بیا شاید بیفتد رعشه بر اندام تنهايي
خزانم را بهاران کن بیا در بزم ما بنشین
که باشم بار دیگر شاهد اتمام تنهایی
دیدگاه ها (۱)

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

من تو را ، باز تو را ، باز تو را میخواهم ..❤️🗓 #جمعه:۱۷ مهر ...

بد موقعی دیدمت ، ،درست شروع #پاییز🍂زیر باران اصلا محال بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط