ترسناکترین داستان های چندخطی

ترسناکترین داستان های چندخطی


(خودم از این خوشم میاد)

بچم رو بقل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: "بابایی زیر تخت رو نگاه کن هیولا نباشه" منم واسه اینکه آرومش کنم زیر تخت رو نگاه کردم. زیر تخت بچم رو دیدم که بهم گفت: "بابایی یکی رو تخت منه".....
دیدگاه ها (۶)

ترسناکترین داستان های چندخطی یک عکس از خودم که روی تختم خواب...

من خودم ۷-۵-۶شاید۹کامنت بدین جوابشو بزارم پست بدی

ترسناکترین داستان های چندخطی(ببخشید دیگ عکس مرتبط ندارم )زنم...

ترسناکترین داستان های چندخطیبا صدای بیسیمی که تو اتاق بچم هس...

آیسا میکشمتتتت_خب آره خواهر کوچیکه بندهکه الان بقل دستم نشست...

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط