مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد

مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد

می گفت : باید باز کنی در دلت را روی لبخند آدم ها

می گفت : هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند

می گفت : کلید دل آدم دست خود آدم نیست

می گفت : انگاری کلیدها را دم خلقت پخش کرده اند

بین آدم ها و هر کسی یکی برداشته برای خودش

می گفت بلند شو برو بگرد

بگرد ببین کلید قلب کیست توی دست هایت ؟

ببین کلید قلبت کجاست ؟
دیدگاه ها (۱۰)

تــــو که باشیمعجزه ای در من رخ میدهدبه نام آرامــــــــــــ...

گورِ بابای نوستراداموس و تمام پیشگوها !کنار تو دنیاهرگز به آ...

.چه قشنگه...... آدم یکیو داشته باشه که وقتی دلش گرفت زنگ بزن...

بـــــاش...گـاهے اخـــــم کـن...گـاهے دعـــــوایم کـــــ...

امروز تولد کسیه که شاید برای خیلی‌ها فقط یه اسم بین کلی آدم ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

صدای شلیک

میبخشی پارت ۴

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

چندپارتی جیهوپ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط