عضو هشتم فصل دوم

عضو هشتم فصل دوم
بچموندبه دنیا اومده و یروزی از این روز ها داشتم به بچه شیر میدادم که دیدم یونگی از پشت بغلم کرده
ا/ت:یونگی بیا شیش شیر بچرو بگیر بشورش(لبخند)
ش:باشه پرنسس(لبخند)
و گذشت و گذشت که بچشون پنج‌سالش شد و قرار بود برم عروسی تهیونگ و آرزو و اسم بچشون یجی‌ هست
آلامت یجی:ی
ا/ت:دخملکم آماده شدی
ی:بله مامانی(با آهن بچه گانه و کیوت
ا/ت:یونگی توچی
ش:منم
دیدگاه ها (۰)

مرسی 💗♥️🥺

اسلاید یک صورت یجی‌ دختر ا/ت ویونگیاسلاید دو لباس یجی برای ع...

عضو هشتم فصل دومویو ا/تیه چند هفته ای هست حالت تهوع دارم و ب...

عضو هشتم:ویو توی سالن عروسی.ا/ت:شوگاش:جانم پرنسسا/ت:استرس دا...

رسیدیم خونه وقتی از ماشین میخواستم پیاده بشم فیلیکس سری از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط