حیف نون از روضه بر میگشته بهش میگن چطور بود ؟ میگه مداحه

حیف نون از روضه بر میگشته بهش میگن چطور بود ؟ میگه مداحه یه طوری داد و بیداد میکرد انگار ما مقصریم . . .
والا:|
دیدگاه ها (۱)

در خونه ی عمم چه گذشت :

یه اتوبوس بهش دادن و گفتن اینو “پارکش” کن…!رفته همه صندلی‌ها...

سونگمین از استی خواست که چشماشو ببنده تا اون بتونه یه هدیه ب...

این برادر جذاب همه چی بهش میاد دارم یه طوری صحبت میکنم انگار...

قانون خوشبختی میگه:🩷•در لحظه زندگی کن.•به اونی که دوسش داری ...

پارت چهارمسئومی دنبال من و چان اومد و روی میل سمت راست چان ن...

چه کسانی به درد مبارزه با اسراییل نمیخورند

ترکم نکن

حاجی بهضیاتون خیلی بدیددد میآید نسبت میزنید بعد انگار نه انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط