Part
Part : 222
سوبین : خواستم برم که الکس دستمو گرفت
الکس: ن..رو
سوبین : پففف باشه پسر
الکس ؛ ن..رو..می..تر..سم
سوبین : الکس من اینجام
الکس : (آروم اشک میریزه )
سوبین : تب کردی که هوففف
الکس ؛ تن..هام..نزار
سوبین : نمیزارم
(سوبین تا صبح کنار الکس میمونه )
لارا : ببخشید
سوبین : ه..ها
لارا : نخوابیدی اومدم بیدارت کنم
سوبین : تب کرده بود مریض شده
لارا : وای خب صدامون میکردی
سوبین ؛ دیگه خودم بودم
لارا : برو استراحت کن ما حواسمون هست
سوبین : نه نمیشه
الکس : آخ
لارا : عه بیدارشد
سوبین : خوبی
الکس : آه خدا بدنم بد جور درد میکنه
سوبین : مثل سگ مریض شدی دیشب تا صبح تب کردی
الکس : تو نخوابیدی؟
سوبین : نه خب
الکس : آههه ببخشید بخاطرم کلی اذیت شدی
لارا : بیایین پایین صبحونه
الکس : باشه
لارا ؛ من رفتم
سوبین : پاشو
الکس : چشم
ویو میز صبحونه......
ته : خب امروز میریم شرکت الکس تو چیکار میکنی
الکس : یکم کار دارم زود تموم میشه
ته : خب پس سوبین پاشو بریم
الکس : نه
کوک : وا خلی باید بره سرکارا خیر سرش منشیه
الکس ؛ دیگه نیست
لارا : اوه درسته خب کار جدید براش داری
هانی : خب پس یه کار دیگه تو شرکت براش براش پیدا میکنیم
الکس : چرا شما تا وقتی خودم هستم هانی تو پیش کوکی لارام پیش ته خب سوبینم با من باشه
سوبین : خواستم برم که الکس دستمو گرفت
الکس: ن..رو
سوبین : پففف باشه پسر
الکس ؛ ن..رو..می..تر..سم
سوبین : الکس من اینجام
الکس : (آروم اشک میریزه )
سوبین : تب کردی که هوففف
الکس ؛ تن..هام..نزار
سوبین : نمیزارم
(سوبین تا صبح کنار الکس میمونه )
لارا : ببخشید
سوبین : ه..ها
لارا : نخوابیدی اومدم بیدارت کنم
سوبین : تب کرده بود مریض شده
لارا : وای خب صدامون میکردی
سوبین ؛ دیگه خودم بودم
لارا : برو استراحت کن ما حواسمون هست
سوبین : نه نمیشه
الکس : آخ
لارا : عه بیدارشد
سوبین : خوبی
الکس : آه خدا بدنم بد جور درد میکنه
سوبین : مثل سگ مریض شدی دیشب تا صبح تب کردی
الکس : تو نخوابیدی؟
سوبین : نه خب
الکس : آههه ببخشید بخاطرم کلی اذیت شدی
لارا : بیایین پایین صبحونه
الکس : باشه
لارا ؛ من رفتم
سوبین : پاشو
الکس : چشم
ویو میز صبحونه......
ته : خب امروز میریم شرکت الکس تو چیکار میکنی
الکس : یکم کار دارم زود تموم میشه
ته : خب پس سوبین پاشو بریم
الکس : نه
کوک : وا خلی باید بره سرکارا خیر سرش منشیه
الکس ؛ دیگه نیست
لارا : اوه درسته خب کار جدید براش داری
هانی : خب پس یه کار دیگه تو شرکت براش براش پیدا میکنیم
الکس : چرا شما تا وقتی خودم هستم هانی تو پیش کوکی لارام پیش ته خب سوبینم با من باشه
- ۲.۷k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط