نحوه ی اشناییتون خاص بود...

نحوه ی اشناییتون خاص بود...

شارلین:مامان..تو چجوری با بابا اشنا شدی؟
با خنده گفتی:"راستش... "

(فلش‌بک به ۱۰ سال پیش)
توی خونه حوصلت سر رفته بود..تلویزیون رو گشته بودی،اینستا،تیک‌تاک و حتی یوتیوب.. هیچکدوم سرگرمت نمیکرد
زمانی که داشتی ناامید میشدی دوستت بهت زنگ زد..بهت پیشنهاد داد که برید بار..اولش مخالفت کردی اما وقتی دیدی واقعا حوصلت پوکیده،قبول کردی
یه لباس مناسب پوشیدی و آرایش زیبایی کردی..با شنیدن صدای بوق ماشین دوستت،رفتی لب در
سوار ماشینش شدی و راه افتادین
بعد از ۲۰ دقیقه رسیدین

با ورودت به بار،بوی الکل و عطر های تند حالت رو بد کرد..اما تو عادت کرده بودی
پشت یکی از میز های اونجا نشستین..سوجو با درصد پایین سفارش دادی.. اما بازم زیاده روی کردی!
با اصرار های فراوان تو،دوستت راضی شد که برید و برقصید
وقتی پات رو داخل پیست گذاشتی،نامجون،دوست صمیمی دوستت رو دیدی
فکر نمیکردی اون اینجا باشه..اصلا درمورد هیچی خبر نداشتی

انقدر با دوستت رقصیدی و خندیدی،که داشتی غش میکردی
وسط رقص بودین که یهو اهنگ تانگو پلی شد..دم گوش دوستت گفتی:"هی دختر..میای باهم برقصیم؟ما که سینگل به گوریم"
اونم جوابتو با سر داد
دستشو گرفتی..گاهی میچرخیدی و یا روی دستش میخوابیدی
اینبار هم خواستی همین کار رو بکنی
دستش رو بالا بردی و چرخیدی..لحظه‌ای دستش رو ول کردی تا روی دستش بی‌افتی
اما دست هایی که تورو گرفته بودن،خیلی بزرگتر از دستای اون بود
تو که تا اون موقع چشماتو بسته بودی،اروم بازشون کردی و با دیدن چهره ی نامجون،توی شک موندی
به دوستت که اون‌طرف وایساده بود نگاه کردی،و بعد دوباره به نامجون
اومد نزدیکت..جوری که نفساش بهت میخورد..با صدای بمی گفت:"فرشته کوچولو..میشه برای من بشی؟"

از حرفش تعجب کردی..اون همیشه باهات سرد بود..و حالا داشت بهت اعتراف میکرد
توی چشماش نگاه کردی..و بعد خیلی اروم سرت رو بالا و پایین کردی
چند دقیقه فقط به هم نگاه میکردین
و دقیقا در قسمت اوج اهنگ،کتشو گرفتی و به خودت نزدیک کردی
و اون بوسه،شروع کننده ی عشقتون بود...
(پایان فلش‌بک)

شارلین:واییی چه رمانتیک بود(ذوق*)
نفس عمیقی کشیدی:" و هیچ‌وقت قرار نیست اون روز یادم بره "

-نظرتون رو بهم بگید...
دیدگاه ها (۱)

وقتی مادرت رو از دست دادی...تو دوست صمیمی اعضا بودی..اما از ...

وقتی خوابت نمیبرد...تو عضو هشتم بودیو برای برنامه ی بعد از ک...

وقتی برای اولین بار جلوشون یه لباس دخترونه می پوشیم...(درخوا...

وقتی دوستت داشت ولی . P1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط