مامان بزرگ مهربونم اولین شب قدریع که اسمونی شدی و تنهامون
مامان بزرگ مهربونم اولین شب قدریع که اسمونی شدی و تنهامون گزاشتی یادمه بچگیا که عاشق این حلوا ها بودم همیشه سهم خودتو واسم نگه میداشتی ولی الان دیگه دوس ندارم چون طعم جدایی رو میده😥 😥 دعام کن که بدجور محتاجم خودت کمکم کن
- ۲.۹k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط