در دل تنهای باران،من صدایت می کنم

در دل تنهای باران،من صدایت می کنم
بر عبور دیدگانت،جان فدایت می کنم

پاکی دریای دل،سهم من از یاد تو است
چتر دل را سایه بان غصه هایت می کنم

گرچه سهمم از تو اینک یک نگاه ساده است
در دلم با یک نظر،من ،صد دعایت می کنم

شعرهای آشنایی،چون رسد بر چشم دل
با غزلهای دلم،من با صفایت می کنم

حس باران میشوم چون بگذری از کوچه ام
من قرار دیدگانم را رهایت می کنم

بغض باران خورده ام را مینهم بر شانه ات
بال پرواز دلم را،در هوایت می کنم
دیدگاه ها (۶)

آن دو چشمان سیاهت را به اشکت تر مکنقلب من خود درد دارد ، تو ...

یار آمد و من طاقت دیدار ندارماز خود گله‌ای دارم و از یار ندا...

عشق من با خنده هایت هی نکن دیوانه اممن اسیرت میشوم با خنده ا...

به قول سهراب"کاش دانه های دلمهمچون اناری پیدا بود تا میدیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط