مشت می کوبم بر در

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!

‏من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هَواری بزنم ...

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۷)

به نابودی کشوندیم تا بدونمهمه بود و نبود من تو بودی بدونم هر...

و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد !!!...

ﮔﺮ ﺑﻪ ﺻﺪ ﻣﻨﺰﻝﻓﺮﺍﻕ ﺍﻓﺘﺪﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻭ ﺩﻭﺳﺖﻫﻤﭽﻨﺎﻧﺶﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ...

نسبت عشق به من نسبت جان است به تنتو بگو من به تو محتاج ترم ی...

#پارت14#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم----------------------------...

part:۵name:عشق و جداییویو بورابعد از رفتن اون زنه حسابی ترسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط