‌ نوشین زلبت مستم و مستانه بمیرم

‌ نوشین زلبت مستم و مستانه بمیرم
در کیش رخت ماتم و شاهانه بمیرم

ای کبک دری، شاهد و مینای بهشتی
در بزم تو دردی کش میخانه بمیرم

خورشید اگر دیده به سیمای تو افتد
بیگانه شود با من و بیگانه بمیرم

از نغمه ی دل شور تو خیزد به تمنا
از شور تو شیرینم و دیوانه بمیرم

بت خانه ی ما گشته ز ویران تو آباد
ویران توأم زان که گلستانه بمیرم

در کوی تو عهدی ست مرا مونس جانم
تا جان به لبم هست چو پروانه بمیرم

کس را خبری نیست ز اندیشه‌ی عاشق
دریاب "عبی" را که غریبانه بمیرم
دیدگاه ها (۷)

نوایی نوایی نوایی نواییهمه با وفایند تو گل بی وفاییغمت در نه...

من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانهمن چند تو را گفتم کم خو...

گم شدم در خود ندانم من، کی ام یا چیستم!قالبم، عقلم، حیاتم، ج...

‌ دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست.. برلبش جام شرابی وسبویی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط