زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

دل دادم و شعرِ عشق انشا کردم...

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

زان لحظه که دیدهبر رخت وا کردمدل دادم وشعرعشق انشاء کردم...#...

دل دادم به تو عشق چه عجب دل دادم به عاشق چه عجب دل دادم به د...

⁨⁨حامد عسکری در شب غزل «سرزمین شعر»؛ وقتی عشق، شعر می‌شود و ...

هر کسی که تو را دیده روزگار ندارد...#شعرخوانی#شعر #عشق #عاشق...

عاشقانه های شبنم

سعی کردم به تو مشغول شومحیف شد مشغله پیدا کردممن سرِ اینکه ب...

عاشقانه های شبنم

الهی که دست از سرتون برنداره...🌿🌱دل بود ولی چه سود اگر عشق ن...

از دل نرود هر آنکه از دیده رودگاهی آدم فقط دلش می‌خواهداز هم...

درد بی پایان انتظار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط