p⁴

p⁴



صدای تلفن سکوت غیرقابل تحمل بینتون رو شکست،مادر چان بود که ازتون باز میخاست برید و خریدای آخریه رو انجام بدید.
به سمت اتاق رفتی که آماده شی وقتی از اتاق اومدی بیرون چان بدون اینکه نگاه زیادی بهت بکنه آهسته لب زد:دامنت زیادی کوتاهه،عوضش کن.
چیزی نگفتی فقط چند لحظه مبهوت به چهره چان که به پایین چشم دوخته بود نگاه کردی و بعد برگشتی توی اتاق و شلوار سرمه ای جایگزین دامن کردی.
رفتی که کفش بپوشی قبل اینکه خم شی، بند کفشتو ببندی چان پیش قدم شد که برات اینکار رو انجام بده..
چان عجیب رفتار میکرد انگار داشت سعی میکرد یخ بینتون رو آب کنه و تو از این موضوع واقعا خوشحال بودی .
راه افتادین و توی راه در مورد چند مسئله پیش پا افتاده عادی صحبت کردین و نفهمیدی کِی دستت توی دست چان قفل شده.
□■□■□■
توی فروشگاه شونه به شونه چان قدم برمیداشتی و تازه سر صحبتتون باز شده بود و راحتتر باهم بودید ولی هنوز از برقرار رابطه چشمی امتناع می‌کردید

#سناریو
#بنگچان
#چندپارتی
مایل به پارت بعد زیبام؟!
دیدگاه ها (۴)

p⁵*پرش به تایم شب*چان طبق عادت این چندوقتش وسط شب اومد توی ا...

p⁵با شدت نوری که توی صورتت میخورد چشماتو باز کردی و با دستای...

"مافیا‌مورد‌علاقه‌‌ی‌من‌"p³بلند شد و رفت اتاق تا کت و شلوار ...

"مافیای‌مورد‌علاقه‌‌ی‌من"*مهمونی خانوادگی شب*تو و چان کنار ه...

وقتی قهر کرده بود…درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط