هنوز هم....

هنوز هم....
همان قدر ساده ام....!
فکر می کنم؛
هرکسی که به من لبخند می زند،
هرکسی که با من مهربان است،،،
فقط و فقط بخاطر من...
یا صرفاً از رویِ انسانیت است!

من هنوز نمی دانم این آدم ها؛
اگر پایِ نفعشان وسط نباشد،
برای دیگران کاری نمی کنند...

چقدر دهانِ تصوراتم بویِ شیر می دهد!
یکی بیاید مرا از خواب بیدار کند...
من هنوز.....بچه ام....!
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

چندپارتی جونگ کوک

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

Between Sleep and Breath

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

بسم اللهیکی از فضیلت‌های کمتر دیده‌شده در ، نرمال‌بودن است؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط