وصال یگانه

وصال یگانه
اخلاص را، ایمان به خدا را از کودکی در قلب تو حک کردند؛ آنگونه که در شمارش هم زبان به یکتایی او گشودی و از غیر سرباز زدی و سپس از کودکی تا کهولت از عزیزترین ها دل کندی و بهترین ها را وداع گفتی و در آخر تو ماندی و آن یگانه ای که مخلصانه یگانه اش می خواندی. تو و آن یکتای مهربانی که از جام صبوری اش تو را نوشاند. و امروز ای زینب، همان یکتای سراسر مهر، تو را به وصال خود فرا می خواند. گوارا باد بر تو این وصال شیرین با معبود یگانه و این وداع ابدی با دنیای پر درد و رنج.

پاسخ سرزنش

در مجلس ابن زیاد غوغایی است. مردم گرد آمده اند. سرهای شهدا را وارد مجلس کرده اند و نیز کاروان غریبان را با غل و زنجیر! ابن زیاد سرمست از غرور رو به زینب کبری(س) کرد و با سرزنش گفت: «کار خدا با برادرت حسین را چگونه دیدی؟» و زینب در بند اسارت، مصیبت دیده و داغ فراق چشیده پاسخ داد: «جز زیبائی ندیدم؛ آنان گروهی بودند که خدا برایشان شهادت را نوشته بود پس به قتلگاه خود شتافتند. اما تو دادگاهی در پیش داری و باید به کارهایت پاسخ دهی. و آن روز ای پسر زیاد، چه پاسخی توانی داشت؟»
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

کلام آتشینپافشاری بر عقیده و ارزش ها در زینب کبری(س) تا آنجا...

ورود اهل بیت امام حسین(ع) به مجلس ابن زیاد ملعون پس از ورود ...

انقلاب حضرت زینب (س) در کوفه

همراه با اسیران تا اربعین وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری (...

به نام خدا.روز شمار وقایع محرم الحرام سال 61 هجری قمری (قسمت...

در روز سیزدهم محرم سال 61 هجری قمری، اسرای کربلا وارد شهر کو...

⚫️بعد از کربلا چه گذشت..(قسمت2)

امام سجاد، تداوم بخش عزت و افتخار حسینی ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط