عادت،
عادت،
ناجوانمردانهترین بیماریست، زیرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند، هر دردی را، و هر مرگی را. در اثر عادت، در کنار افرادِ نفرتانگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم، و به درد، به تنهائی و به همه چیز تسلیم میشویم.عادت، بیرحمترین زهر زندگیست، زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبریِ ما سیراب میشود، و وقتی کشف میکنیم که چطور مسمومِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرۀ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند
ناجوانمردانهترین بیماریست، زیرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند، هر دردی را، و هر مرگی را. در اثر عادت، در کنار افرادِ نفرتانگیز زندگی میکنیم، به تحمل زنجیرها رضا میدهیم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم، و به درد، به تنهائی و به همه چیز تسلیم میشویم.عادت، بیرحمترین زهر زندگیست، زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبریِ ما سیراب میشود، و وقتی کشف میکنیم که چطور مسمومِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرۀ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند
- ۱.۴k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط