چه سخت است شش سال در دل گریستن و سخنی بر زبان نرادن،

چه سخت است شش سال در دل گریستن و سخنی بر زبان نرادن،
چه سخت است بدون او زیستن و چهره پر مهر خندان،با صفا و صمیمی او را در خاک جستن
هنوز بعد این همه سال نبودت رو باور نکردم ای کاش بودی ،دلم تنگ شده واسه گفتن بابا
دیدگاه ها (۱۵)

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض این...

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط