صبح آمده تا دلبری آغاز کنی

صبح آمده تا دلبری آغاز کنی
تا پنجره روی باغ گل باز کنی
دم کرده ام عاشقانه یک قوری شعر
من چای بریزم بلدی ناز کنی؟
دیدگاه ها (۰)

عاشقت هر کس شده، لکنت گرفته طفلکی‏من ولی عا، عاشق‍‍ت، اصلا و...

فقط اونجا که نزار قبانی میگه :« عقل، عقل من است و فکر توییقل...

جان دلم امروز بیابنشین لحظه ای رو در روی منچای عطردار میخواه...

گر بنا هست کسی واسطه ی ما بشودضامنم شاه خراسان بشود خوب تر ...

رمان اب برای گل پارت 3شاهزاده گفت حرفات جالب بود من یک ماه ب...

.#دروصف‌حضور بعضی از آدم‌ها، میشه مثل احمد شاملو گفت:«زندگےت...

ر بعضی از آدم‌ها، میشه مثل احمد شاملو گفت:«زندگےترکم‌کرده‌بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط