هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گرهِ تازه نیفزاید عشق

قایقی در طلبِ موج به دریا زد و رفت
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق

عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد ، شاید عشق

شمع روشن شد و پروانه به آتش پیوست
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق

🎗 ️ پیله ی رنجِ من ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت، به پروانه نمی آید عشق.. 🎗 ️
دیدگاه ها (۱۲)

از یک‌جایی به بعدآلیس می‌شوی در عجایبِ سرزمینیکه جز خاطره،پا...

بهار مثل آن آدم‌هایِ خوب و نایاب است که درست وقتی سرما تن و ...

یک جایی خواندم ارنست همینگوی زمانی که مشغول نوشتنِ "پیرمرد و...

خدایا !دوست دارم غمناکترین تراژدی عشقت را نصیبم کنی و مرا از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط