ای نوش داروی دلم

ای نوش داروی دلم
جامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمان
روح منی، جان منی، عشق منی ای مهربان
فردا که دیده در جهان! امشب برس فریاد من
ای نوش داروی دلم؛ از داغ سهراب الامان
امشب بنوشانم شراب از آن لب پر التهاب
ساقی مکن ما را جواب ، ای دلبر ابرو کمان
غیر از خدا ماییم و بس، کم عشوه آ با من برقص
ای قد و بالایت هوس، بر آتشم آبی فشان
گیسوی تو، چشمان تو، مژگان تو رنگ شبان
بنگر مرا کز عشق تو ، دیگر ندارم هیچ امان
دیدگاه ها (۵)

شب آمده ، تا از سرِ عادت بخوابمسخت است وقتی نیست ، راحت بخوا...

‍ ‍ درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اشپیرِ دلتنگی بسوزد، با...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

ای کاش که در باز شود , روی تو باشدگل هم به لبت هم سر گیسوی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط