دستاهایم راباز میکنم ومی روی

دستاهایم راباز میکنم ومی روی
وطبیعی ست
که هرچه دورترشوی
کوچکتر
کوچکتر
آنقدرکه درآغوش هرکسی جا شوی
دیدگاه ها (۲)

عاشق بودم ولی هرگزهوایاری نکرددرنبردبارقیب از من هواداری نکر...

چای قند پهلو بفرمایید

من که شاعرنشدم شعرتمامش بدلیستکوچه ی شعرهمین کوچه بغلیستشاعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط