گذر کن...
گذر کن...
از هر دستی که رهایت کرد،
از هر فصلی که تمام شد،
از هر دلی که دیگر خانهات نبود...
گاهی آرامش،
آن سویِ «گذشتن» منتظر توست.
آنچه سهم تو باشد،
راهش را تا قلبت پیدا میکند.
پس گذر کن...
از هر چه
بیصدا از تو گذر کرد...
آنچه از تو گذشت،
دیگر مقصدِ تو نیست.
راهت را ادامه بده،
حتی اگر دلت
چند قدم عقبتر مانده باشد.
گذر کن...
درخت،
برگِ خشک را نگه نمیدارد؛
برای همین
هر بهار دوباره سبز میشود. 🌿
از هر دستی که رهایت کرد،
از هر فصلی که تمام شد،
از هر دلی که دیگر خانهات نبود...
گاهی آرامش،
آن سویِ «گذشتن» منتظر توست.
آنچه سهم تو باشد،
راهش را تا قلبت پیدا میکند.
پس گذر کن...
از هر چه
بیصدا از تو گذر کرد...
آنچه از تو گذشت،
دیگر مقصدِ تو نیست.
راهت را ادامه بده،
حتی اگر دلت
چند قدم عقبتر مانده باشد.
گذر کن...
درخت،
برگِ خشک را نگه نمیدارد؛
برای همین
هر بهار دوباره سبز میشود. 🌿
- ۱۶۱
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط