شبانه های بی تو را همیشه آه میکشم

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشم
به من نگو غزل غزل، چـرا سیـاه میکشم
شبیه شعــــر غم شدم، گلایه های منتظر
دلی کنــــار پنجـــــره، پُر از نگاه میکشم
دوباره دید میــــزنم، تمام طول کوچه را
بغــــض مسافـــــر گمی، کنار راه میکشم
به داد من نمیرسی، خــــراب با تو بودنم
میان غصه ی شـــبم، پلنگ و ماه میکشم
بدون تو چـها کنم ، کجای قصه مانده ای
که شوق کودکانه را، چه بی پناه میکشم
شکسته شد غرور من، بپای لنگ وعده ها
تمام عمــــــــر بی تو را، اگر تباه میکشم
دیدگاه ها (۱۱)

شدی دلیل هر غزل .که مینویسمت تو راهواس من پرت تو و نگاه تو ب...

به قلبت ذرّه ای نیرنگ پنهانی نمی بینمبه چشمت قصد اینکه دل بر...

مرا از سایه ی دریا بچین به گوش مرغان هوا پچ پچ کنبرای سنجاق ...

تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمیپریشون نبودی که نگذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط