فیک جونگکوک:اتاق۳۱۱

فیک جونگکوک:اتاق۳۱۱
part³⁵

ویو چه مین

یه چیزی سفارش دادیم و خوردیم
کانگ دا پسر بامزه ای آدمو میخندون
غذا مون رو خوردیم
می چا و کانگ‌دا ویسگی سفارش دادن منم بجای الکل مثل اونا ویسگی سفارش دادم
کانگ دا صاحب اینجاست و مشکلی پیش نمیاد برای همین یکمی توی خوردن ویسگی زیاده روی کردم
البته یکمی که نه خیلی زیاده روی کردم
اینقدر زیاده روی کردم که مست شدم و دیگه چیزی متوجه نمی‌شدم و متوجه کارام‌نمی‌شدم

♛┈⛧┈┈•༶

دختر زیادی روی کرده بود اونم خیلی
اینقدر زیاده روی کرده بود که اصلا نمیفمید داره چیکار میکنه
اون کار اشتباهی داشت انجام می‌داد
کار خیلی اشتباه
ولی اون مسته اگه هوشیار بود اصلا اینکار رو نمی‌کرد
ولی کاری نمیشه کرد دختر مست شده بود و داشت تصمیم اشتباهی می‌گرفت
می چا و کانگ دا هم دست کمی از چه مین نداشتند
توی بار رقص بود
می‌چا،کانگ دا و چه مین درحال رقص بودن
می‌چا و کانگ دا درحال بوسیدن هم دیگر بودن و چه مین درحال رقص
مَردی وقتی دختری مست، تنها با بدنی زیبا درحال رقص دید به سمتش رفت
اون دختر چه مین بود
چه مین متوجه نمیشد که داره کجا میره
مَرد دست چه مین را گرفته بود و داشت او را به سمت یکی از اتاق های بار میرفت
مدت زیادی بود که چه مین‌مست بود و چشمام سیاهی میرفت
چه مین با این حال که مست بود سعی داشت از مَرد دور شود
سعی داشت دستش را از دست مَرد بیرون بیاورد
ولی بدن ظریف دختر در برابر مَرد ضعیف بود
دختر بخاطر مستی بی‌حال بود برای همین‌کار نمی‌توانست بکند
ناگهان سیاهی چشمش از بین رفت و همه جا را به خوبی دید
دید دستش در دست مَردی قرار دارد و هردو جلوی در اتاق بار هستند
مَرد در‌اتاق را باز کرد
چه مین متوجه قضیه شد و دید که نمی‌تواند دستش را از دست مَرد بیرون بیاورد بنابراین جیغی بلند کشید
ولی تبری از کسی نبود
توی اون راه رو کسی جز دختر و مَرد نبود
دختر درخواست کمک کرد
ولی مَرد دختر را به زور میخواست وارد اتاق کند
مَرد دختر را به دیوار چسباند و دو دست او را گرفت
دختر میخواست جیغ بزند که مَرد دستش را جلوی دهان دختر گذاشت
مَرد سمت گردن دختر رفت و مارک روی گردن دختر می‌گذاشت
دختر تقلا می‌کرد ولی زور نداشت
بخاطر مستی در بدنش جونی برای هل دادن مَرد نداشت
مَرد داشت دختر را داخل اتاق مینداخت که صدای تفنگ کل محیط را در برگرفت
صدای گلوله تفنگ و جیغ داد می‌آمد
دختر وقتی دید که حواس مَرد پرت شده است
سریع با تمام قدرتش پایش را جایی حساس مَرد زد
مَرد از درد زیاد روی زمین افتاد
دختر میخواست فرار کند که مَرد پایش را گرفت و دختر بر روی زمین افتاد
مَرد داشت سمت دختر میرفت که خون روی صورت دختر ریخت
یه صورت مَرد تیر خورده بود و داشت خون می‌آمد
دیدگاه ها (۰)

فیک جونگکوک:اتاق۳۱۱ part³⁶♛┈⛧┈┈•༶مَرد مُرده بود و دختر ترسید...

سلام رفقا چطورید؟؟امیدوارم هرجا که هستید سالم باشید✨️امسال ه...

فیک‌جونگکوک:اتاق۳۱۱ part³⁴ویو چه مینصاحب بار دوست نزدیک می‌چ...

فیک جونگکوک: اتاق۳۱۱ part³³ویو چه مینبعد ۱۵ دقیقه رانندگی کر...

عشقم تو میتونی

P30آنقدر نوشیدن که مست شده بودن.چهیونگ به هیونجین زنگ زده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط