ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم

ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم

کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم

لب آن کوزه بسازد زخاک لب من

بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم
دیدگاه ها (۲)

شعر چشمان مرا خواند ولی پاکش کرددلبری کرد و دلم برد و سپس خا...

اخ دنیا ......

زیباترینم،به دستهایم جانی بده  بگذار بهاربودن را در این پایی...

خـــدایا به تو پناه میبرم...از اینکـه در آراستن صورتم چنان م...

✿ ✿ به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها چه شد یارب در ا...

شاهکار هوش مصنوعی با آهنگ چو ایران نباشد تن من مباد

جان و تن من باد فدای وطن منآری به فدای وطنم جان و تن منجان چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط